October 15th, 2008
چه میشد اگر من مینوشتم؟!
پاییز ادمونتون زیباترین و زودگذرترین پاییزی است که به چشم دیدهام!
نمیفهمم معنی این خوابهای دریوری شبانهام چیست! یعنی … میفهمم اما خودم را به نفهمی میزنم! تقریبا هر شب در رویاهایام قدم به وطن قدیمیام میگذارم و تمنای بازگشت به ادمونتون یخزده را با تمام وجود حس میکنم …
این خوابها چه معنایی دارد جز اینکه این دل بیچارهی من با وجود بیتابی برای یک جفت مامان و بابا اصلا نمیخواهد به میهن عزیزش برگردد.
بعد از یک عمری! آمدم وبلاگ بهروز کنم شروع کردم به غرغر کردن!
اگر بخواهم از قسمتهای قشنگ زندگی بگویم باید متذکر شوم که بنده دیگر برای خود یکپا آشپز محسوب میشوم! زمینهی مورد علاقهام هم تهچین و لوبیا پلوست! هاها!
دست به نوشتنام خشکیده! کسی یک راه درمانی سراغ ندارد که من دوباره وبلاگ بنوبسم؟! لنیوم مرد رفت پی کارش!
تعبير اون خاب ها كه يعني همون نوستالژي
اما در مورد نوشتن هم خوب درمانش همينه كه شروع كردي به نوشتن ديگه.
جفنگ هم که شده، یک هفته پشت سر هم بنویس، نطقات باز میشود!
درماناش این است دخترم!
کمی از آن غذاها را بیاور جایی با چند نفری بخوریم. بعدش همه شروع میکنند به نقد کردنِ غذایی که شما آشپزش باشید. دو حالت پیش میآید؛ یا همه غرغر میکنند و یا همه آفرین میگویند. اگر همه غرغر کنند دو حالت دارد، یا تو قهر میکنی و پا میشوی و برای بردن آبرویشان در وبلاگات فحش مینویسی. و یا فقط میروی و جریان سیرکردن مشتی آدم گرسنه را منعکس میکنی. در هر دو صورت تو وبلاگ مینویسی!
اما اگر آفرین بگویند دو حالت دیگر ممکن است رخ دهد. یا تو همانجا باهاشان عکس دستجمعی میگیری و در وبلاگات از همهشان تشکر میکنی و از آنها مایه میگذاری برای نشان دادن مهارتات. و یا اینکه ممکن است خواننده را با عکس خودِ غذا غافلگیر کنی و برداری دستور تهیه را بنویسی تا نشان دهی چه آشپز قابلای هستی!
بنابراین از این انشا نتیجه میگیریم که باید غذای خود را به اشتراک بگذاریم تا به وبلاگنویسی خدمت کرده باشیم.
من به عنوان همسایه جدید در اولویت هستم که از ته چین خوشمزه ات بخورم! پس هر وقت ناهار رو خواستی سرو کنی یه سوت بزن منم اومدم:دی.
نکته اول اینکه هر حرکتی در جهت مهمانی بخور بخور شامل کل صنف بلاگر می شود. اما در مورد نوشتن تنها کافی است چیزی که می بینی رو بنویسی. بعد که گذشت بهت می گن چرا اینا رو مینویسی. بعد میای و میگی آقا وبلاگ یه فضای شخصیه بعد دوباره می گن پس نظر خواننده چی شد و این سوال و جوابها ادامه دارد تا اینکه دوباره به این نتیجه برسی که اصلا ننویسم!
نتیجه اخلاقی» این روش نگارش صلاحیت اجرایی ندارد!
خبر داري با صفورا و يه سري از بچهها يه جشنواره بخور و بپز راه انداختيم؟ يادمان تو و آيدا و محبوبه!
برا رفع خشكيدگي ميتوني كتاب آشپزي مجازي راه بندازي!!!