ماجراهای آفیس جدید ما به عنوان یک دانش‌جوی بدبخت فوق‌لیسانس

شنیده‌اید که Edmonton فقط سه فصل دارد؟! اگر گفتید آن سه فصل چه هستند؟!
1- زمستان
2- هم‌چنان زمستان
3- تعمیرات

!!!!‌

بر پایه‌ی همین تقسیم‌ندی، دانش‌کده‌ی محترم این‌جانب تصمیم به ساخت‌وساز گرفته و چند بی‌نوا - که ترین‌شان من‌ام!- را بی‌خانمان نموده ….

Officeام را منتقل کرده‌اند به Lounge طبقه‌ی دوم! روزی 100 نفر آدم از کنارم رد می‌شوند که:
1- بروند Officeشان
2- بروند Office دوست‌شان
3- بروند از یخ‌چال یک چیزی بردارند
4- بروند در مایکروفر غذا گرم کنند
5- بروند از شیر آب بردارند
6- بروند روی اعصاب این‌جانب!

احساس یک پناهنده‌ی بی‌خانمان را دارم که به‌اش لطف کرده‌اند و توی یک آلونک مستقرش کرده‌اند.
اصلا Privacy در چنین مکانی معنا ندارد! دست توی دماغ‌ات بکنی 100 نفر نظاره‌گر خواهند بود.

گفتند درست می‌شود … گفتیم We will see!



3 comments to “ماجراهای آفیس جدید ما به عنوان یک دانش‌جوی بدبخت فوق‌لیسانس”

  1. حداقل یه خوبی داشته … اونم اینکه نوشتی!! ;)


  2. درست می‌شود! حالا یه مدت دست تو دماغ‌ات نکن!


  3. میتونی چادر بزنی اون وسط بری تو چادر.




نظرتان را بنویسید


h1



  •