January 5th, 2005
تنگه بلاغی
دوستان عزيزم! خوانندههاي هميشه همراه وبلاگ من!
قضيه خليج فارس آغازگر حرکتي بود که به نظر من بايد بار ديگر و در راستاي حفظ فرهنگ و تاريخ بيهمتايمان شکل بگيرد! اين پست را به درخواست پوريا ناظمي عزيز مينويسم، درخواستي که از من به عنوان يک وبلاگنويس و در راستاي حفظ ميراث فرهنگي ميهنام صورت گرفته … قضيه از چه قرار است؟ عجله نکنيد! متن زير را با حوصله بخوانيد و تلاش کنيد فاجعه عظيمي را که در ميان کلماتاش نهفته شده درک کنيد …
با آبگيري سد سيوند بخش عمده محوطه پاسارگارد زير آب خواهد رفت از جمله تنگه بلاغي که راه شاهي معروف دوره هخامنشي است! نماينده يونسکو به مسئولان ميراث فرهنگي ايران هشدار داده که آبگيري اين سد به معناي يک فاجعه غيرقابل جبران خواهد بود فاجعهاي که به معناي از بين بردن 1000 سال فرهنگ و تمدن ايراني و آثار باستاني متعددي است … تنگه بلاغي با آثار باستاني متعلق به دورههاي هخامنشي، اشکاني، ساساني و مهمتر از آن با غارهايي متعلق به دوران پيش از تاريخ در بين محوطههاي باستاني کمنظير است … با تمام اين توصيفات به نظر ميرسد آبگيري اين سد صورت خواهد گرفت … آبگيري که به گفته روزنامه گاردين اين منطقه را ظرف دو سال به زير آب خواهد کشيد و راه اصلي بين تختجمشيد و پاسارگارد از ميان خواهد رفت!
چرا نبايد اين سد در جاي ديگر و بدون تخريب آثار باستاني ساخته شود؟!
اين و اين هم مقالههاي روزنامه جامجم!
چه کنيم؟! بنشينيم و شاهد از ميان رفتن اين مجموعه باشيم؟ اين موضوع کم اهميتتر از هويت خليج فارس است؟ يا ما تنها زورمان به مجله نشنال جئوگرافي ميرسد؟
پيوست: آقاي ناظمي طي ايميلي متن من را تصحيح کردند و گفتند که مقالههاي لينک داده شده نوشته مهدي نورعليشاهي خبرنگار فرهنگي جامجم است و ايشان از طريق همين فرد پيگير اين موضوع بودهاند … آي کساني که اين متن را برايتان ميل کردم! اين را در نظر داشته باشيد! اين هم حفظ کپيرايت!