سرخه‌حصار

این‌که ماجرا دقیقا به کی باز می‌گردد را درست نمی‌دانم. اما تا جایی که به یاد دارم بحث‌ها و گفت‌گوهای این زمین پرمدعا را شنیده‌ام. از حدودهای نه سالگی، یعنی زمان‌ای که هم‌راه مادرم به اداره‌شان می‌رفتم. یک سری از هم‌کاران مادرم (و دوستان من!) به امید خانه‌دارشدن، به امید این‌که گره‌ای از مشکلات‌شان باز شود، زمین‌ای خریداری کردند، غافل از این‌که داستان زمین‌های سرخه‌حصار حتی ننه شهرزاد را هم به تته‌پته می‌اندازد.
نمی‌خواهم بگویم زمین‌های سرخه‌حصار ارزش حفظ کردن ندارند، نمی‌خواهم بگویم بی‌خیال محیط زیست، نمی‌خواهم بگویم ساخت‌وساز در این زمین‌ها کار درستی است …
اما من بسیاری از صاحبان سابق و فعلی این زمین‌ها را، آن‌هایی را که از وزارت کشاورزی زمین خریده‌اند را، می‌شناسم. هیچ می‌دانید چند درصد آن آدم‌ها مرده‌اند؟! مرده‌اند در آرزوی خانه‌دارشدن؟ 15-20 سال عمر کمی نیست! می‌توانم نام‌شان را در ذهن‌ام مرور کنم …
زمین‌های سرخه‌حصار ارزش زیست‌محیطی دارند، عمر، پول و زندگی‌ انسان‌ها چه؟
چرا این ماجرا باید این همه سال طول بکشد تا به پایان برسد؟ رک باشیم! سازمان حفاظت از محیط زیست خیلی زودتر از این حرف‌ها می‌توانست ماجرا را ختم به خیر کند. چرا به دارندگان زمین‌ها پیش‌نهاد داده نشد که در عوض زمین‌های سرخه‌حصار به‌شان معوض خواهند داد؟ یا به ازای‌اش پول خواهند پرداخت؟ زمین‌های سرخه‌حصار ارزش‌مند مگر نبود؟ نگویید که پیش‌نهاد معوض داده شده، که بارها این را از دوستان زیست‌محیطی‌ام شنیده‌ام!، نگویید، که این دروغ بزرگی بیش نیست. من به یاد می‌آورم روزهایی را که یک مشت کارمند بی‌چاره، سند به دست التماس‌کنان بیانیه صادر می‌کردند که آی محافظان محیط‌زیست، معوضی هم‌ارزش با زمین‌های ما به ما بدهید، سرخه‌حصار حفظ شود.
نمی‌دانم …. کاش از اول آن وزیر محترم پای‌اش را کج نمی‌گذاشت تا مثنوی سرخه‌حصار سروده نشود. اما برای من خیلی جالب است که بعضی‌ها این‌قدر راحت حقوق انسان‌ها را نادیده می‌گیرند و دم از حقوق حیوانات می‌زنند.



10 comments to “سرخه‌حصار”

  1. ایول! خیلی خوب بود. تا حالا دقت کردی که بعضی موشوعات ساده وقتی معلوم میشه که توش سودی هست و بازیچه دست قدرت ها میشه، اصلا کلا اصل ماجرا و آدم های اصلی فراموش میشن و مسایل دیگه ای مهم میشه؟ در مورد سرخه حصار هم کاملا این اتفاق افتاد. یک رییسی یک کاری را کرد و با تقلب یک پولی بالا کشید و یک عده آدم را گیر انداخت. آن آدم ها گول خورده بودند و نمی دانستند و حتی شاید هم موضوع خانه دار شدن و تامین معیشت آنقدر اولویت دارد که فعلا این چیزها مهم نباشد. بعدش آن آدم ها برای به دست آوردن حقشان شروع به اعتراض کردند. تا یک وقتی کسی به حرفشان گوش نداد. اما بعد چه شد؟ جایی برای پول خوردن بعضی ها ایجاد شده بود. سال ها گذشته بود و آدم ها خسته شده بودند، پس بعضی هایشان زمین های نداشته شان را به این آدم های جدید فروختند. این آدم ها ارتباطات سایه پیچیده ای داشتند. به برخی قدرت ها وصل بودند. دعوا بالا گرفت، اما این بار با صدای بلندتر! دعوا رو آمد! همه صدایشان بلند شد. اما حالا اعتماد از بین رفته بود. چون آدم های این ور میدیدند که این آدم هایی که جوش زمین های را می زنند و مردم را می شورانند یک سری آدم زمین خوار این کاره اند. پس مقاومت ها بی ملاحظه تر شد. این وسط یک سری از آدم های ساده ضرر کرده هم به آتش آن یکی ها سوختند و هیچ کس حرفشان را نشنید، با اینکه این آدم ها از سنخ آن آدم های فرصت طلب نبودند. زمین های معوض هم بهشان نرسید چون همان آدم های فرصت طلب نگذاشتند این کار پیش برود.
    به نظر من ماجرای سرخه حصار یک همچین چیزی بوده. خیلی خوشحال شدم یک چنین مطلبی رو خوندم.


  2. سال 1382 یه گزارش از جریانات سرخه حصار در روزنامه اعتماد نوشتم ، از اینکه چطور این زمین ها به دست کارمندان بدبخت دولت رسیده و محیطزیستی که داره نابود می شه، بر اساس مستندات و نامه نگاری ها و اسنادی که همه جا لااقل هم در تعاونی مسکن و هم در سازمان محیط زیست و دستگاه قضایی موجوده نوشتم که اصلا آقایان از اول قرار نبوده این زمین ها را به کارمندان بدهند و قرا ربوده همشو یهو هلپی بالا بکشند ، اما بعد که می بینند که زمینها ملی بوده و مجوز ساخت بهش نمی دن ، تازه می آن و می دن به کارمندا، که مردمو با دولت و محیط زیست درگیر کنن!! که شاید یه نفعی هم از کنارش به خودشون برسه ، اما مدیر عامل تعاونی مسکن با فحش و … و جوابیه و تهدید به جونمان افتادند که شکایت می کنم ، مردمو تحریک کردن و … ، کتک و … !
    دوست عزیزم ، من بسیار متاسفم از اینکه توسعه پایدار در این مملکت اجرا نمی شه ، در این توسعه ، حقوق انسانها و تامین نیازهای انسانی در کنار حفظ محیط زیست و بهره برداری پایدار از منابع در کنار هم دیده شده ، نه محیط زیست مقدم بر انسان است نه انسان مقدم بر محیط زیست ، اما اینها با این کارشون هم شما ها رو از حقتون جا گذاشتند و هم یک ذخیره گاه ارزشمند ژنتیکی که می بایست برای نسل های بعد به امانت گذاشته می شد نابود کردند


  3. با درود،
    می دونی اصطلاحات وقتی به عنوان ابزار در اختیار صاحبان قدرت قرار می گیرن معنا و مفهوم واقعی خودشونو از دست می دن. در این راه متاسفانه صاحبان قدرت عمیق ترین و انسانی ترین اصطلاحات رو به بازیچه می گیرن و به لجن می کشن. اصطلاحاتی مثل عدالت، حق، انسان و …
    می دونی من نمی خام همه رو با یه چوب بزنم اما سازمان حفاظت از محیط زیست هم همچی پیغمبری نیست. توی دل کرج یه باغ بزرگ بود به نام باغ فاتح که از فاتح سرمایه دار به جا مونده بود. در کنار زیبایی این باغ در دل شهر این باغ به عنوان مهم ترین ریه شهر به حساب میومد. تو این چند سال شهرداری کرج هرکاری که دلش خاسته با این باغ کرده و عملا دیگه چیزی به اسم باغ فاتح تا دو سال دیگه وجود خارجی نمیتونه داشته باشه.
    حلا سوال اینجاست که چطور زمینهای سرخه حصار باید به عنوان سرمایه زیست محیطی حفظ بشن و سازمان محیط زیست مدافع سینه چاک این زمین ها بشه اما باغ فاتح باید جولانگاه شهرداری و زمینخواران کرج و سازمان محیط زیست هم اون رو نادیده بگیره؟
    آیا اگر صاحبان زمین های سرخه حصار به جای کارمندان فلان اداره مثلا کارمندان فلان ادره خاص بودند هم سازمان محیط زیست باز هم مدافع سینه چاک حیات وحش می شد؟
    اگه حق و قانون این قدر محترمه پس به قول کرباسچی “گر قصد شود که مست گیرند در شهر هر آن که هست گیرند”


  4. آره آقا.وقتی یکی بیاد بگه ملت برای دفاع از اسلام تولید مثل کنید، اونوقت جون آدم به همین کم ارزشی می شه که می بینی.


  5. همه‏ی نوشته‏ات درست؛ نظرم هم نسبتن بی‏ربط است (!!)، اما با آن آخر که نوشته‏ای “بعضی‌ها این‌قدر راحت حقوق انسان‌ها را نادیده می‌گیرند و دم از حقوق حیوانات می‌زنند.” مشکل دارم. چه ربط دارد؟ بيش از شش ميليارد از اين گونه وجود دارد، بعضی از جانوران تعدادشان به صد تا نمی‏رسد؛ خوب حق با آن بدبخت‏ها است که اين همه کم هستند و خودشان هم نمی‏توانند از حق‏شان دفاع کنند! اصلن هم به اين قضيه‏ی سرخه حصار و موارد مشابه ديگر کاری نداشته باشيم که موضوع اصلن ارتباطی به هيچ کدام از حفظ طبيعت و حقوق انسان‏ها ندارد؛ اما در حالت کلی، اگر قرار است بين وضعيت زنده‏گی يک سری آدم و زنده ماندن يک سری حيوان يا بقای گونه‏های گياهی انتخابی صورت داد، چرا که نه آن دومی؟


  6. به لرد:
    حرفت کمی تا حدودی درست است! به طور مشخصتر قسمت آخر که گفته ای اگر قرار است بین وضعیت یک عده آدم و زنده ماندن یک سری حیوان یا بقای گونه های گیاهی انتخابی صورت داد، قبول دارم که گاهی حتی بهتر است دومی باشد. اما فقط گاهی!
    درضمن، جمله ام به طور مشخصتر به کسانی باز می گشت که قبول نداشتند که طرفین دیگر ماجرا، همان صاحبان زمین هم حق دارند این همه تلاش کنند تا به حقشان برسند. گفتم، نمی گویم باید در این زمینها ساخت و ساز کرد، اما برایم قابل هضم نیست که چقدر راحت بعضی ها عمر تلف شده پشت این ماجرا را نادیده می گیرند و حتی سخنی از آن به زبان نمی آورند! انگار بیهوده ترین چیز ممکن بوده!


  7. لرد عزیز،
    صحبت از انتخاب بین حق انسان ها یا حیوانات نیست. صحبت از اصل حقه که زیر پا گذاشته می شه. سوال این جاست که آیا اگر صاحبان این زمین و یا زمین های مشابه به جای انسان های به قول دولت ها عادی, صاحبان قدرت بودند باز هم حقوق حیوانات مورد دفاع قرار می گرفت یا نه؟


  8. سلام ،
    خب طبیعیه سازمان محیط زیست هم یه جاییه مثل بقیه ادارات این مملکت . ولی اینطرف هم یه سزی ایراداتی بود مثل عدم انتشار اسامی صاحبان زمین و … . این آخرها هر دو طرف اصلا براشون مهم نبود طرف مقابل چی میگه ولی مطمئن بودن اونی که اشتباه میکنه طرف مقابله!


  9. به boogi:
    به کار سازمان محیط زیست کلی ایراد وارد هست، ولی نه برای اینی که گفتی! باغ وسط شهر اخه چه ربطی به سازمان محیط زیست داره؟؟؟!!! اون باغ در حوزه اختیارات شهرداریه. مثل خیلی از باغ هایی که تو تهران داریم و مسئول حفاظتش شهرداریه. پارک ملی سرخه حصارم که حتما میدونی که با پارک سرخه حصار فرق داره، خارج از محدوده شهر تهرانه و به عنوان یک منطقه حفاظت شده متولیش سازمان محیط زیسته. منطقه حفاظت شده و این ها رو هم امیدوارم بدونی چیه (البته اگر نمیدونی اصلا مهم نیست، چون خیلی از ایرانی ها نمیدونن! مثل خیلی چیزهای دیگه. چون اینجور چیزها معمولا اولویت ما ایرانی ها نیست هنوز)، چون الان اصلا حال ندارم فرق باغ، پارک جنگلی، پردیسان، منطقه حفاظت شده،پناهگاه حیات وحش، پارک ملی، منطقه شکار ممنوع، دخیره گاه زیستکره و … رو توضیح بدم!


  10. من هم موافق
    موافق این هم هستم که به جای زمینهای سرخه حصار زمینایی از
    سعادت آباد یا فرحزاد یا زمینهای بکر شهرک غرب رو بدن
    مثل نیرو های مسلح یا مثل صداو سیما یا مثل قوه قضاییه
    خوب معلومه که نمی دن چون منافه آنها یه چیز دیگه است
    جالب تر اینکه به رای دیوان عدلت اداری هم اصلا توجه نمی کنند خواننده عزیز جالبه . نه ولی این رو اون بالاییا بدونن که ما زمینها رو می گیریم چون حق ماست و حق هم دادنی نیست و گرفتنی و توش خونه هم می سازیم . میگن محیت زیست داره ما هم موافقیم دماوند و آبسرد چه طور جاجرود محیط زیستیا و شهرداریچی ها هستم امامحیط زیت نداره آزاد راه تهران شمال چی مشاعات دماوند کلاردشت - کوههای خلخال آقایون برید خودتون رو مسخره کنید .




نظرتان را بنویسید


h1



  •